نظرات شما


 

  از :    سينا
  آ درس پست الکترونيکي :  sina@yavarian.com
  آدرس وب :      http://www.yavarian.com/weblog/
  زمان :       شنبه  3  بهمن ماه  1388  ساعت 10:04  قبل از ظهر     به وقت تهران

    درود.
    آزی جان ممنون که باز بهم سر زدی و مطلب من رو خوندی.
    من هیچوقت عشوه زنانه رو بد ندوستم ولی به همراه اون شناخت رو لازم می دونم.
    در مورد نظریه اسکینر و نظریه های انسان گرایانه و نظریه های دیگه هم لازم هست که بگم هر نظریه ای کاربرد خودش رو داره . درسته که بعضی نظریه ها غلط هستند ولی اکثرشون به مقتضای زمان و مکان درست هستند. و روش التقاطی که ترکیبی از نظریه های مختلف هست و به مقتضاي زمان و مکان و شخص به کار برده می شه به نظر درست تر می ياد.
    چه خوب می شد که برامون روش انسان شناسی رو در اين باب می نوشتی.
   
    شاداب باشی
    بازم ازت سپاس خود رو اعلام می کنم که با ديد باز و دو طرفه نگاه کردی..
   
   


 

  از :    ازي
  آ درس پست الکترونيکي :  azy_bazmandeh@yahoo.com
  آدرس وب :      azy.persianblog.ir
  زمان :       سه شنبه  29  دی ماه  1388  ساعت 04:29  بعد از ظهر     به وقت تهران

    سینا جان خوندم. اول بگو چی شده که این بار انقدر نگاهت تلخه:دی به نظر می یاد بیشتر قشر از ادم هایی که باهاشون ارتباط داشتی اینگونه بودند!:دی در مورد نظریه اسکینر هر چند زمانی در غرب رفتارگرایی مد شده بود ولی در حال حاضر انقدری کاربرد نداره و نظریه های انسان شناسی بهتره. اینکه ریشه این کارها در کودکی و در فرهنگه قبول دارم. از بچگی دختر یاد می گیره برای پیش بردن کارهاش از عشوه های دخترونه استفاده کنه که اتفاق از قلدربازی های پسرونه بیشتر کاربرد داره. ولی سینا جان به نظر تو کمی هم تقصیر مردان ما نیست که اتفاقا دخترانی که تجربه عشوه گری بیشتری دارند بیشتر مورد توجه جنس مخالف قرار می گیرند. اقا پسر همین دختر رو می پسنده و بعد انتظار داره این ادم کاملا تغییر پیدا کنه غافل از اینکه این همون ادمیه که اول چشمش رو گرفته بود تا جایی که نمی تونست ایرادهای رفتاریش رو ببینه! )راستی چرا فکر کردی ناراحت می شم درست و به جا نوشته بودی:دی(
   


 

  از :    سينا
  آ درس پست الکترونيکي :  sina@yavarian.com
  آدرس وب :      HTTP://weblog.yavarian.com
  زمان :       سه شنبه  26  آبان ماه  1388  ساعت 11:47  قبل از ظهر     به وقت تهران

    درود و سپاس ليلاجان
   
    من که نوشتم اونهايي که مخالف هستند به جاي زن بخونن مردو به جاي مرد بخونن زن ، منظورم تاييد بعضي از صحبت هاي شما و بعضي خانم ها در مورد مردان ايراني هست. اما اين تاييد صحبت شما در مورد بسياري مردان ، صحبت من رو در مورد بسياري زنان در ايران نفي نمي کنه.
   
    خانمي هم در تاييد صحبت من گفتن که درسته و خانم هايي که زيبا هستند معمولن به خودشون زحمت نمي دن که آداب ياد بگيرن چون هميشه مورد توجه هستند و خانم هايي که زيبايي ندارند با آداب داني جبران مي کنند. و صحبت هاي مکمل خوبي داشتند که اميدوارم خودشون اينجا بنويسند.
   
    البته هميشه مثال نقض وجود داره و نمي شه همه رو به يک روش ديد.
   
    به هر حال هدف؛ رشد هست نه برآورده کردن صرف نياز که البته مسير رشد در نهايت منجر به برآورده شدن درست نيازها خواهد بود.
   
    اين مطلب رو ويرايش کردم ، ممنون مي شم که با دقت مطالب قبل رو هم بخونين و مثال نقض رو بنويسيد با وجود اينکه يک يا چند مثال نقض نمي تواند دليل رد مطلب باشد.
   
    شاداب باشيم در هوشياري
   


 

  از :    لیلا
  آ درس پست الکترونيکي :  MYYUMMY@GMAIL.COM
  آدرس وب :      ق
  زمان :       يکشنبه  24  آبان ماه  1388  ساعت 12:45  قبل از ظهر     به وقت تهران

    سلام مرسی که جوابم رو دادید.
    مجبورم به این حقیقت اعتراف کنم که کمتر زنها برای خودشون حقی قائلند (این از رفتارشون در برابر نا حقی ها معلومه) و بدتر اینکه اونایی هم که حقی برا خودشون قائلن در پی احقاقش نیستن. مثلا بین همکارای خودم: یه روز یکی از همکارای مردم برای کمپین دفاع از حقوق زنان نامه ای آورد که امضا کنیم زن تحصیل کرده ای مسخره کرد که آخر با اینها به هیچ جا نمیرسیم و امضای من چیزی رو عوض نمیکنه و زن دیگری با تحصیلات کمتر بعد از خوندن حقوقی که در قانون اساسی برامون ثبت شده از لجش امضا کرد و هیچ کدومش خوشایند من نبود باورم اینه که انگار زنهای ایرانی خیلی هم از اوضاعی که دارند گله ای ندارند البته فارق از آن عده که تعدادشان کم است ( کمپین میخواست یک ملیون امضا جمع کند اما یکسال بعد ایمیل آمد که تا کنون فقط 700 هزار نفر امضا کرده اند)
    راستی من نمیخواستم نوشته شما آنطوری باشد که من میخواهم و اهل گول زدن خودم نیستم و آنقدر هم بی تفاوت نیستم که زن ها را به جای مرد بخوانم و برعکس و دلم هم خوش باشد که حالا شد آنی که میخواستم
    دلم میخواست اگر من اشتباه فهمیده ام شما روشنم کنید وگرنه میتوانستم مثل همان دیگرانی که میخوانند و غر میزنند و گاهی چند تا حرف درشت بارتان میکنند و قیدتان را میزنند، صفحه را ببندم و بی خیالتان شوم
    از مصاحبت شما خرسندم
   


 

  از :    سينا
  آ درس پست الکترونيکي :  sina@yavarian.com
  آدرس وب :      http://www.yavarian.com/weblog/
  زمان :       يکشنبه  24  آبان ماه  1388  ساعت 12:00  قبل از ظهر     به وقت تهران

    ليلا جان نوشتي "شما اون درک و رشد رو براي داشتن رابطه بهتر با زن ميخواهيد اما من اونو براي زن ميخوام براي بودنش براي زنده بودنش"
   
    من هم به زن به عنوان يک انسان نگاه مي کنم او را مستقل با حقوقي مستقل مي دانم.
    اگه نوشته هاي قبلي من رو خونده باشي ، من هم بسيار براي خود زن و حقوق زن جداي از رابطه نوشتم و آنها رو براي تلاش براي به دست آوردن حقوق انساني خود جداي از رابطه تشويق کردم.
    هر چند که همه حقوقي که براي آنها در جامعه تعريف شده در درون رابطه است. به طور مثال حجاب ، رفتاري است که در ارتباط با طرف مقابل تعريف شده. همه حقوق زن در ارتباط با مرد تعريف شده و حق مستقلي برايشان تعريف نشده است.
    من اميدوارم که زنان ايران از حقوقي که براي ارتباط تعريف شده آزاد بشوند و حقوق مستقل خود را به دست بياورند و بعد از آن رابطه درست و سالم براي دو نفر انسان مستقل تعريف شود.
    رابطه اکنون ناسالم است چون براي طرفين حقوق مستقل از هم تعريف نشده است.
    اما براي رسيدن به حقوق آزاد تلاش لازم است. چند زن را مي شناسيد که براي حقوق خود تلاش کنند. به طور مثال چند زن مثل شما اينجا به اين نوشته اعتراض نوشتند و براي رشد خود و هم نسلان خود تلاش کردند؟
    مطلب غر زدن و اعتراض را مطالعه کنيد.
    فکر مي کنيد چند زن اين نوشته را خوانده و غر زده و صفحه را بسته اند. بدون انديشه ، بدون تحليل ، آن را رد کرده و غر زده و رفته اند. در حالي که اگر با انديشه مطالعه شود اين مطلب براي خود زن و رشد اوست.
   
    بر نمد ، چوبي اگر آن مرد زد
    بر نمد کي زد؟ که بر آن گرد زد
   
    اگر فرصت شد باز جمله اي از شما را تحليل خواهم کرد.
   


 

  از :    سينا
  آ درس پست الکترونيکي :  sina@yavarian.com
  آدرس وب :      Http://weblog.yavarian.com
  زمان :       چهار شنبه  20  آبان ماه  1388  ساعت 04:26  بعد از ظهر     به وقت تهران

    ليلا جان ممنونم که برامون نوشتي
   
    و خوشحالم که نوشته من باعث شد که دلت رو برامون باز کني و حرف بزني و از مشکلات بگي.
   
    بله موافقم که مشکلات زياده اما هر کدوم لازم هست که در رشد خود و طرف مقابل تلاش کنيم.
   
    بسياري از صحبت هات رو قبول دارم اما بايد قبول کرد که اگر تغيير مي خواهيم بايد تلاش کنيم.
   
    همانطور که خودت نوشتی اگه دوباره بخونيش شايد زياد از من ناراحت نشی . چون هيچکدوم از حرف های شما نوشته های من رو نقض نمی کنن و مکمل اون هستند.
    به طور مثال عشوه گری جزو طبيعت زن هست و اينطور نيست که من با آن مخالف باشم. من نوشتم به جای تغيير رفتار خود از عشوه گری استفاده می کنند. اگر رفتار خود رو تغيير بدن و بعد عشوه گری هم بکنند مرد هم البته بايد که نازشون رو بکشه.
   
    در ضمن من هم نوشتم که خانم هايي که با اين مقاله کمي مخالف هستند مي تونن به جاي مرد ، بخونن زن و به جاي زن ، بخونن مرد.
   
    و سپاسدار سخنانت هستم که نگهشون نمي داري و بيان مي کني و مبارزه مي کني و براي تغيير خود و همراهي تغيير ديگران مي نويسي و تلاش مي کني.
   
    و در نهايت متاسفم که اينقدر صريح و تلخ نوشتم.
   
    شاداب باشيم و هوشيار در همراهي هم
   
   
   
   
   


 

  از :    ليلا
  آ درس پست الکترونيکي :  myyummy@gmail.com
  آدرس وب :      Http://r
  زمان :       سه شنبه  12  آبان ماه  1388  ساعت 04:57  بعد از ظهر     به وقت تهران

    در ايران امروز زن شناخت نداره ، نه از خودش، نه از طرف مقابلش، نه از ارتباط، نه اينکه می دونه چی می خواد، نه اينکه می دونه چی بايد بخواد( مبحث عزت نفس و شرف بماند برای بعد) نه می دونه طرفش چی می خواد. تا زمانی که زن برای اين شناخت ها زحمت نکشه ، اتفاقی نخواهد افتاد. اگر زن انتقادها رو نعمتی بدونه برای رشد خود (هر چه که مرا نابود نکند قوی ترم می کند ) شايد که بشه ارتباط رو نه تنها حفظ که بهتر هم کرد.
    من فعلا تا اينجا خوندم بعضي مطالب اينقدر پرن که آدم بايد در موردشون تامل کنه و نيازي به زود خوندن نيست بايد خوب خوند درسته شناخت زن جامعه ما خيلي کمتر از مرد هست و در واقع نيازهاي برآورده نشده اونها رو به سمت کوري ميکشونه اگه آقايون به جاي اونهمه ابراز محبت که در روابط سکسي و به جاي اونهمه توجه به ناز به نياز زنونه ما در وقت لازم جواب بدن کار ما به اينجا نميکشه
    من زني بودم که از عشوه و ناز چيزي نميدونست اما الان مث 95 درصد خانوما به ترفند و مکر حرفاي منطقي مو به کرسي مينشونم گاهي مي انديشم شما مردايين که دلتون نميخواد باهاتون رفتار ديگه اي بشه شما به منطق جواب نميدين به راحت بودن جواب نميدين اگه باهاتون راه بياييم به درد نخوريم ولي وقتي براتون ناز ميکنيم يا بهتون بي محلي ميکنيم يا خودمون رو به بلاهت ميزنيم براتون قابل قبول محترم و دوست داشتني ميشيم يا اگرم نشيم حد اقل رفتار ملايم تري رو از شما دريافت ميکنيم
    شما مردا به زني که سر کار از خودش دفاع ميکنه و صداش بالا ميره ميگيد جيغ جيغو و بد اخلاق و ... اما مردي که صداشو ببره بالا دنبال مساله اش ميگردين و براي اعصاب خوردش دليل ميتراشين و اصلا اون حرف زدن رو نشونه ضعف نميدونين
    راستش دلم پره دلم ميخواد بگم همتون بي انصافيد اما ميدونم خيلي هلاتون مث همسر من ادعاي روشنفکري دارين و فکر ميکنيد مدرن ترين و فهميده ترين هستيد اما در عمل کم ميارين و اين واسه اينه که توي ايران پسرا هم مث دخترا تعليم آدم بودن نميبينن فقط ياد ميگيرن پسر باشن يا دختر الان ناراحتم ممکنه دوباره که متنت رو بخونم نظر بهتري بدم
    شما راست ميگي خيلي زنها نميدونن چي بايد بخوادن آخه اونهايي که چيزي ميخواست مجبور شدن همه چي شونو براي بدست آوردن چيزي که ميخوان بدن
    شما چند تا مرد رو ميشناسي که واسه به دست آوردن شغل و محل زندگي و تفريح مورد علاقشون مجبور شده باشن از خونواده محل زندگي يا تفريحشون دست بکشن اما ما زنها مجبوريم براي به دست آوردن هر کدوم اينا احتمالا يکي ديگه رو از دست بديم براي زندگي با شوهري که ميخواهيم بايد قيد کار مورد علاقه تفريحات و حتي محلي که دلمون ميخواد زندگي کنيم بزنيم براي داشتن شغل دلخواهمون مجبوريم قيذ ازدواج رو بزنيم براي داشتن تفريح دلخواه گاهي بايد قيد همه چي رو بزنيم اينه که ما خودمون رو به جاي قرار دادن در تنگنا به بي خيالي ميزنيم و همراه همسرانمون به علايق اونها ميپردازيم و جايي که اونها ميخوان زندگي ميکنيم و ... اسمشم ميذاريم عشق يه جور تحمل ابلهانه که ميخواهيم به روي خودمون نياريم داريم تحمل ميکنيم
    من براي رشد کردن و براي زنده بودن تا وقتي زنده ام تلاش ميکنم و براش زحمت ميکشم و به قول شما تا منو نميکشه فکر ميکنم داره قوي ترم ميکنه اما اينقدر اون حس ظريف و لطيف زنانه ام رو خرد و خمير و او ن نيمچه غرورم رو خدشه دار کرده که گاهي فکر ميکنم آخرين ضربه تجربه بعدي خواهد بود
    شما اون درک و رشد رو براي داشتن رابطه بهتر با زن ميخواهيد اما من اونو براي زن ميخوام براي بودنش براي زنده بودنش
    تنهايي فکر نکنيد گاهي بهتره با چند تا مغز نپخته و ناراحتي مث من هم صحبت کنيد تا مزه حرفاي تلختون اگر جه حاوي حقيقته اما تحمل پذير بشه يه طرفه به قاضي نريد و راضي برگرديد از ديد شماست که زن سرش تو برفه از نگاه من مث يه مجروحه که با پاي لنگش مجبوره تو مسابقه بزرگ شرکت کنه
    کلي متاسفم
    کاش ميدونستيد داريد در مورد ظاهر همه چي صحبت ميکنين و داريد فراموش ميکنيد جامعه داره ما زنها رو به سمتي که اسمش اون تهمتاي بزرگه ميکشونه
    بيشتر متاسفم که اين برچسبهاي عمومي رو زنونه کرديد اينکه بي ادبي گستاخي يا هر چيز بد ديگه اي زنونه خونده بشه رنج آوره مرداي بد دهن و دست بزن دار و متحجري که فقط ريششونو ميزنن و کروات ميبندن اما افکارشون هنوز ريشه در دوران شکار پيشگي داره از يادتون رفته چشماتون اينهمه مردي رو که قلدرن اما کت و شلوار ميپوشن نديده
    من از زن دفاع نميکنم از آدمي دفاع ميکنم که ذهنش بازه اما زير واژه زن و مرد بايد حرفاي منو شما رو تحمل کنه از اينکه ذهن رو به چالش ميکشيد و تلنگر ميزنيد خوشحالم اما تو رو خدا زياده روي نکنيد بي انصافي نکنيد خودتونو جاي يه زن بذاريد احساساتش که 85 درصد داراييشه درک کنيد بعد واژه رشد کبک و زندگي رو دوباره مزه کنيد
   


 

  از :    سينا
  آ درس پست الکترونيکي :  yavarian@yahoo.com
  آدرس وب :      Http://weblog.yavarian.com
  زمان :       جمعه  1  آبان ماه  1388  ساعت 11:05  بعد از ظهر     به وقت تهران

    خانم هايي که با اين مقاله کمي مخالف هستند مي تونن به جاي مرد ، بخونن زن و به جاي زن ، بخونن مرد.
    ؛-)
   
    در ضمن وديعه جان هنر عشق ورزيدن آموختنی است (برای هر دو). شايد تعريف ما از دوست داشتن و عشق ورزيدن متفاوت باشه .
   


 

  از :    وديعه
  آ درس پست الکترونيکي :  vadie.kordbache@ymail.com
  آدرس وب :      Http://-
  زمان :       چهار شنبه  29  مهر ماه  1388  ساعت 03:48  بعد از ظهر     به وقت تهران

    سلام
    خيلي بهتر از اون چيزي بود که گفته بوديد.
    به نظر من اون چيزي که ميشه ياد گرفت دوست داشتنه نه عشق ورزيدن و اون هم براي ليلي ها و مجنون ها هر دو لازمه.
    انقدر به ليلي ها گير نديد:)
   



Farsi Keyboard
تمام خانه ها را پر کنيد.
اسم شما :
آدرس ايميل :
آدرس صفحه وب :
پيغام شما : برای تغيير زبان صفحه كليد از كليد F8 استفاده كنيد .