سه شنبه  1  خرداد ماه  1397





            شنبه  15  فروردين ماه  1383  ساعت 01:35  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : دوستی دختر و پسر در ايران (بخش سوم)

         درود بر زيبا
   
    در ايران دختر و پسر براي چه هدفي باهم دوست مي شند؟
   
    دختر خانوم ها براي منظورهاي مختلفي ممكنه با پسرها دوست بشند. كه اين اهداف، متنوع تر از اهداف پسرها براي دوستي هست.
   
    از دوستي هاي ساده شروع كنيم تا دوستي هاي كامل و ...
    زير صفر- بعضي از خانوم ها به دلايل مذهبي يا خانوادگي يا داشتن مشكل ذهني نسبت به پسرها، از دوستي با پسرها خودداري مي كنند و اصلا به فكر اين چيزها نيستند. ممكنه بعضي وقتها به فكرشون بيوفته ، ولي از ذهنشون پاكش مي كنند. و منتظر خواستگار مي مونند.
    صفر- بعضي از دختر خانوم ها خيلي دوست دارند كه با پسرها دوست بشند. ولي چون قبلا نمي خواستند و جزو گروه قبلي بودند و ذهنشون مشكل داشته حالا وقتي پسري ازشون درخواست مي كنه نمي تونند جواب بله بگند و بعداً از دست خودشون عصباني مي شند. اين دسته نمي تونند به تنهايي از عهده رفع اين مشكل بر بيان، يا بايد با مشاور صحبت كنند تا همراهيشون كنه. البته خودشون هم مي تونن با تمرين و مطالعه سعي خودشون رو بكنن ولي زمان زيادي بايد صرف كنن. البته الان چت كردن در اينترنت رفع اين مشكل رو تسريع مي كنه.
    1- بعضي دختر خانوم ها براي داشتن يك همصحبت با پسرها دوست مي شند و به صحبت با تلفن و ديدارهاي بسيار كم اكتفا مي كنند، كه دليل اغلب اونها براي اين دوستي آشنايي بيشتر با پسرها و داشتن شخصي براي درد دل هست. اين دوستي ها ممكنه كه يك به يك باشه يا همزمان با چند نفر تلفني دوست باشند.
    2- برخي از دختر خانوم ها با پسرها دوست مي شند كه از امكانات اونها مثل ماشين يا پول استفاده ببرند. بقولي پسرها رو بدوشند يا بقول ديگري اونها رو تيغ بزنند. و اينها دخترهايي هستند كه پسرها رو تا لب چشمه مي برند ولي تشنه برشون مي گردونند. كه فكر مي كنند خيلي زرنگند ولي نميدونند كه يه جايي طوري زمين مي خورند كه تلافي همه اين زرنگ بازي ها در مياد.
    3- اكثر دختران با پسرها با اهداف چندگانه دوست مي شند. كه با جنس مخالف آشنا بشند و برخورد و رفتار با اونها رو بشناسند. كسي رو براي درد دل داشته باشند و اگر مناسب بود با اونها ازدواج كنند. در حين اينكه پسرها براشون خرج مي كنند. در اين دوستي ها رابطه نزديكي ايجاد مي كنند. و حتي ممكنه كه سكس هم داشته باشند، كه بستگي داره به اينكه پسر چقدر وارد باشه و يا اينكه دختر هم بخواد كه پسر رو بيشتر جلب كنه.
    4- دخترهايي براي داشتن دوستي براي زمان حال و لذت بردن از يك جنس مخالف و ارضا روحي و جسمي (نياز طبيعي خود)، با پسرها دوست مي شند و با هم براي هم خرج مي كنند و يك دوستي برابر ايجاد مي كنند و هدفي جز دوستي و لذت بردن از همديگه ندارند. كه اين رابطه ممكنه سكس هم داشته باشه يا نداشته باشه. و ممكنه به عشق ختم بشه و ازدواج، ممكن هم هست كه به جايي ختم نشه و فقط تجربه اي براي حال باشه.اين دوستي، مي شه گفت ايده آل ترين دوستي هست. كه كاملش در غرب اجرا مي شه.
    5- دخترهايي هستند كه براي مقاصد جنسي با پسرها دوست مي شند و از سكس لذت مي برند. اين رابطه ها ممكنه بسيار كوتاه حتي يك روزه باشه كه ممكنه دوباره بعدا براي يك رابطه سكس ديگر همديگر رو ببينند. بعضي از اين دخترها مي گن كه يه مدت شما پسرها با ما حال كردين حالا دوره ، دوره ماست كه با شما حال كنيم.
    6- دخترهايي هستند كه براي مقاصد مالي ارتباط سكسي با پسرها برقرار مي كنند و در ازاي اين ارتباط، پول طلب مي كنند. اين نوع ارتباط ممكنه به خاطر وضع بد اقتصادي باشه يا به همون دليل مورد قبل كه دو هدف رو با هم دنبال كنن؛ هم مادي هم جنسي.
    - شماره گذاري كردم تا اگر مايل بودين اشاره اي به موضوع خاصي داشته باشين راحت تر باشه. اگر شما مورد ديگه اي سراغ دارين برامون بنويسين.
   
    اما دخترها در هر كدوم از اين دلايلي كه برشمردم از طبقات مختلفي ممكنه باشند با عقايد مختلف و با اين دلايل، رفتارهاي متفاوتي از خود بروز بدند.
   
    در مورد دلايل سوم و چهارم، مي شه گفت كه دوستي هاي قابل بحثي هستند و بيشتر دوستي ها رو در بر مي گيرند. دخترهايي هستند كه به خاطر عقايد و عرف جامعه اين دوستي ها رو بسيار محدود برگزار مي كنند.
    اكثرا در مورد سوم هم خرما رو مي خوان هم خدا رو. يعني در حين اينكه مي خوان نشون بدن كه دختر پاك و سالمي هستند در ضمن مي خوان پسر رو هم راضي نگه دارند و نظرش رو جلب كنند. كه به يك دوگانه باوري و دوگانگي در رفتار مي انجامه. كه واقعا من به حال اين دخترها متاثر ميشم كه نمي دونند چيكار كنند و بندگان خدا مجبورند بسازند و با خود بجنگند و روشهايي براي ادامه ارتباط بجويند. بعضي دخترها در حين اينكه خيلي دوست دارند كه رابطه رو گسترش بدند ولي مي خوان در نظر پسر دختر پاكي به نظر برسند در نتيجه همش به ريا مي انجامه. عقايد مختلفي رو به رخ مي كشند. عرف رو بهانه مي كنند. حتي اگر به سكس هم منتهي بشه باز خودشون رو مايل به اين كار نشون نميدن. اگر در مورد خاصي هم، عقيده راسخي داشته باشند اين رابطه به پايان مي رسه و اعلام مي كنند كه ذات پسرها خرابه. در اين مورد بيشتر سكس مشكل آفرين هست كه دخترها با عقايد مختلف و محدوديت هاي مختلف از سكس يا حتي از دست گرفتن دست پسر خودداري مي كنن. و تنها راه حل تمام مشكلات اين دوستي ها ، حل كردن مسئله سكس در ذهن اين دخترها هست. كه بعد از سكس و دوستي كامل اگر به نتيجه اي هم كه مي خوان برسند يعني ازدواج، دست پيدا نكنند، با خودشون مشكل پيدا نكنند، كه ما به خاطر ازدواج تن به سكس داديم ولي پسر از ما سواستفاده كرد.
    در مورد دخترهاي مورد سوم اينو هم بگم كه براي اينكه خودشون رو دخترهاي پاكي نشون بدن، وقتي پسري ازشون درخواست دوستي و صحبت مي كنه، با اينكه خيلي دلشون مي خواد ولي مي گن اهل اين كارا نيستند. و بعد از كلي ناز و اينكه پسر رو دنبال خودشون اينور اونور كشوندن قبول مي كنند.
    در مورد چهارم ممكنه دختر به ازدواج هم فكر كنه و اگر پسر در مورد دختر ديگري براي ازدواج و جدا شدن از اين دوست صحبت كنه دختر شديدا افسرده بشه. در حالي كه اين دوستي اصلا با هدف ازدواج شكل نگرفته ولي بعدا وابستگي پيش اومده. كه بايد بتونه با واقعيت كنار بياد. ممكن هم هست كه بعد از وابستگي بتونه پسر رو براي ازدواج با خودش همراه كنه، و به عشق هم برسه.
    گزينه هاي مختلفي پيش مياد ولي من بيشتر اون گزينه هايي رو كه مشكل دارند نوشتم و در بين اونها چند راه حل نيز گنجاندم.
   
   
   
    و اما دليل پسرها براي دوستي با دختر خانوم ها.
    -بمونه براي بعد.
   
   
    زيبا يارتان
   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            پنج شنبه  6  فروردين ماه  1383  ساعت 05:34  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : دوستی دختر و پسر در ايران (بخش دوم)

         درود بر زيبا
   
    "... بالاتر از همه، ای کاش جايی می داشتند که هر روز با هم تنها باشند و هر زمان که دیدار می کنند، مجبور نباشند که تن به همآغوشی و همخوابگی بزنند."
   

از کتاب 1984
    نوشته جورج اورول
   


    دخترها در ایران شاکی هستند که چرا پسرها اینطوری شدند، هدف پسرها شده فقط سکس و به قول بعضی دختر خانوم ها کثافت کاری. دخترها شاکی هستند که به پسرها نمی تونند اعتماد کنند چون همشون(پسرها) می خوان گولت بزنند و ازت بهره جنسی ببرند. در نهايت نتيجه می گيرند که ذات پسرها خرابه.
   
    اول اشاره می کنم که سکس کثافت کاری نيست و يک کار کاملا طبيعی است. حالا بر می گردم به موضوع که چرا پسرها اینطوری شدند. جواب اينه که پسرها طوری نشدند.
   
    این محدوديت دور نگهداشتن دخترها و پسرها از هم و قائل شدن قبح برای سکس از طرف حکومت و خانواده ها باعث شده که دخترها و پسرها وقتی که با هم دوست می شند نمی تونند هروقت که دلشون می خواد با هم باشند. و وقتی در هفته يک بار همديگه رو می بينند نمی تونند غليان روح و جسم رو کنترل کنند.
   
    دختر می تونه سکس رو در خودش بکشه، که به واسطه عرف جامعه و محدوديت های بسيار از جمله ضرورت حفظ باکرگی ، اکثر دختران در ايران سکس رو در خودشون می کشند. دختر کسی رو می خواد که باهاش درد دل کنه و می تونه از طريق ابراز احساسات از راه دور و بدون لمس روحاً ارضا بشه. و ارضا جسمی رو به بعد از ازدواج موکول می کنه. ولی پسر وقتی از طرز صحبت دختر احساساتی می شه می خواد بغلش کنه و با لمس کردن، احساسات خود رو ابراز کنه و نمی تونه سکس رو در خودش بکشه و اين به طبيعت اين دو مربوط می شه و ضروری هست. چون اگر اين ميل در يکی نبود ناز و نياز بين دختر و پسر که يکی ناز می کنه و ديگری نازش رو می کشه، وجود نمی داشت و هر دو مثل مجسمه فقط حرف می زدند.
    دليل داشتن چند دوست پسر يا دختر هم همينه، چون نمي تونند هر وقت كه دلشون خواست پيش هم باشند چند تا دوست مي گيرند كه هر وقت خواستند يكي پيششون باشه.
    اگه دختر و پسر هر روز که دلشون برای هم تنگ شد بتونند پيش هم باشند ديگه پسر هر روز دنبال سکس نخواهد بود و با ابراز احساسات همديگر رو روحاً ارضا خواهند کرد به شرطی که دخترها هم قبح سکس رو از ذهنشون بيرون کنند و عرف جامعه رو هم ناديده بگيرند و مثل يک زوج برای هم وقت بزارند. که اين می شه مثل اروپا که مشکل سکس در اونجا حل شده هست. و هر روز دخترها و پسرها دنبال يه دختر يا پسر پاک نمی گردند و ساعت های بسياری رو برای اين کار تلف نمی کنند.
   
    حال مفهوم دختر و پسر پاک چی می شه، شما بگيد.
   
    "بهترين کتاب ها آنهايی هستند که دانسته هايت را برايت نقل می کنند."
   

از کتاب 1984
    نوشته جورج اورول
   


    زيبا يارتان
   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            جمعه  29  اسفند ماه  1382  ساعت 04:56  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : مرد و زن در مقابل هم

         درود بر زيبا
   
    دكتر بابك در سايت تكتاز در مورد تمام تعاريف زن از خود، اظهار كرده است كه همه تعاريف را مرد انجام داده است. من برايشان چنين نوشتم:
   
    "درست است كه مرد زن را تعريف مي كند ولي در عوض مرد اسير زن است. پس هر دو به هم وابسته اند و همديگر را مي سازند. پس اگر بگوييم هر آنچه زن هست تعريفي از طرف مرد هست اشكالي را در بر نمي گيرد چون مرد مي گويد من ترا تعريف مي كنم تا تو بر من حكم براني.
    نوشتي از زن جديدي که نه در مقابل مرد است و نه موازي با وي بنويسيم.
    زن از مرد جدا نيست و مرد نيز از زن. اين دو به هم وابسته اند و اين طبيعت زن و مرد است. نوشته هاي نازنين بسيار جالب بود و خوشحالم كه زناني در حال شناخت خود هستند. (توضيح اينكه نازنين از مطالب بابك استفاده برده و شناخت را آغاز كرده و از اتاق خواب شروع كرده و كل زندگي خود را متحول كرده است.) بايد مرد جايگاه خود و زن جايگاه برابر خود را در مقابل هم بشناسند و با هم همديگر را بشناسند. و از هم لذت ببرند. من قبول دارم كه زن امروز خود و جنس مقابل خود را نشناخته است
    و فقط داد مي زند و مخالفت خود را از محدوديت ابراز مي كند ولي باز براي شناخت خود و جنس مخالف خود تلاش نمي كند. كافيست خود را بشناسد تا از جنس مقابل نيز بهره مند شود.
    مردان امروز ما نيز جايگاه خود و جنس مقابل خود را نشناخته اند. اما اين امكان را دارند كه به سرعت در مقابل فرمان منطقي زنان عكس العمل مثبت نشان دهند. چون همونطور كه نوشتم مردان زنان را تعريف مي كنند ولي خود فرمانبردار زنان هستند پس همواره سعي دارند زنان را گونه اي تعريف كنند كه وقتي زنان فرمان مي رانند چندان غير واقع و غيرقابل قبول نباشد. پس اگر مردان ببينند كه زنان، خود و مردان را شناخته اند. تعريف ها فرق خواهد كرد چون ديگر از غير منطقي بودن زنان واهمه اي نخواهد بود. و هر دو تسليم هم خواهند بود. من افرادي چون نازنين را مي شناسم كه به شناخت رسيده اند و سكان زندگي در دستان آنهاست اما بدون سواستفاده. و اينجاست كه مرد تسليم مي شود."
   
    اين موضوع را خيلي وقت بود كه مي خواستم مطرح كنم. و در نوشته هاي قبلي نيز اشاراتي به آن كرده ام.
    در نهايت باز تاكيد مي كنم كه زماني همه مشكلات فرهنگي حل خواهد شد كه مشكلات بين زنان و مردان حل شود و زماني مشكلات زنان و مردان در مقابل هم حل خواهد شد كه به شناخت متقابل از يكديگر دست يابند و همديگر را بپذيرند و خود را برتر از ديگري ندانند. و زنان از خاله زنكي دست بردارند و مردان از سلطه جويي.
    هنوز زنان و مردان ما به بلوغ كافي نرسيده اند و هنوز چون زمان مدرسه مي گويند پسرا شيرند دخترا موشند يا دخترا خرگوشند و باهوشند و...... و
    وقتي مي گويي زن بايد خود را بشناسد و به مرد اجازه ندهد كه سلطه جويي كند عده اي زن ذليل پديدار مي شوند و يا عده اي زنان مي گويند از مرد زن ذليل خوشمان نمي آيد ( يعني سلطه جويي زن) چرا بايد يكي سلطه جويي كند؟ چرا نمي توانند با هم مسالمت آميز و با شعور بالا و درك متقابل در كنار هم زندگي كنند؟
   
    براي شناخت متقابل فقط انتقاد كردن كافي نيست بايد مطالعه كرد. بايد با ديد مثبت به جنس مخالف نگاه كرد. و هر دو را مكمل هم دانست و يكي را بدون ديگري ناقص. و انسان مي تواند همطبقه و همفكر خود را از بين افراد جنس مخالف پيدا كند اگر دنبال شناخت باشد. آري شناخت سخت است و هر چيز خوبي به سختي به دست مي آيد و ما ايرانيان به تن پروري عادت كرده ايم و فقط غر مي زنيم.
   
    اين مطلب نيز زيباست و بي مناسبت نيست.
   
    شايد اين بار مطلب را خوب و مرتب ننوشتم و مطالبي را جا انداختم. اما اميدوارم اين آخرين مطلب در سال 82 مفيد فايده بوده و براي سال جديد تحولي در درون مردان و زنان پديد آورد.
   
    زيبا يارتان
   
    سينا
   
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            جمعه  1  اسفند ماه  1382  ساعت 05:00  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : می آييد خدا شويم؟

         درود بر زيبا
   
    می آييد خدآ شويم؟ می آييد خودآ شويم؟ می آييد به خود آييم؟ می آييد به خود آگاه شويم؟ می آييد خود را بشناسيم؟ می آييد به خود برسيم؟ می آييد به خدا برسيم؟
   
    از خودشناسی به خداشناسی برسيم.
   
    بياييد خدا شويم.
   
    زيبا يارتان
   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            پنج شنبه  30  بهمن ماه  1382  ساعت 05:19  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : دوستی دختر و پسر در ايران (بخش اول)

         درود بر زيبا
   
   
    اميدوارم منو ببخشين که اينطور واضح می نويسم ولی بايد که حقيقت رو نوشت و بايد که قبح سکس از بين بره و به اون به عنوان قسمتی از عشق نگاه بشه. من اين رو می نويسم نه به عنوان يه داستان سکسی که لذت ببرين. می خوام که تحليلش کنين.
    اين يک داستان واقعی است.
   
    {آشنايی}
    پسر: خونه يه گل داريم اِنقده قشنگه! می آی ببینی.
    {دختر بعد از چند بار ناز کردن و پرسيدن که برای چی}
    پسر: يه چايی هم باهم می خوريم.
    دختر: باشه.
    {پسر رو کاناپه می شینه روی رون دختر}
    دختر: اِ! چی کار می کنی؟!
    پسر: هيچی می خواستم گل رو از نزدیک تماشا کنم. قشنگه نه؟
    دختر: آره خييييلی قشنگه.
    {پسر مشغول می شه}
    دختر: اِ! داری چيکار می کنی؟!
    پسر: گل رو نگاه کن. قشنگه نه؟
    دختر: آره خيلی قشنگه.
    {دختر هم خودشو می زنه به اون راه و لذت می بره. از همون اولش هم می دونست که برای چی ميآد خونه.}
    {پسر می ره تا تهش}
    دختر: آآآآی! داری چيکار می کنی؟!
    پسر: خواستم به گل بیشتر نزدیک بشم. قشنگه نه؟
    دختر: آره خيلی قشنگه.آی!آی آی آی
    {حتی در اون لحظه هم خودشون رو به اون راه می زنند}
    پسر: آه آه آه آه! گل قشنگيه نه؟! آه!
    دختر: آی!آی آی! خيلی قشنگه.آی ی ی!
    {بعد از اوج لذت و اتمام کار در حال پوشيدن لباس}
    پسر: گل قشنگی بود نه؟
    دختر: خيلی قشنگ بود. بازم منو دعوت می کنی بيام گل رو تماشا کنم؟
    پسر: حتماً! اگه دعوتت کنم ميای؟
    دختر: حالا ببينم چطور می شه.
    {يه بوسه جانانه}
   
    چرا توی ايران حتی موقع آشنايی خواسته هامون رو واضح مطرح نمی کنيم؟ چرا از هم راحت لذت نمی بريم؟ چرا اينقدر قايم باشک بازی می کنيم؟ چرا اينقدر ريا تو خونمون رفته؟ از چی می ترسيم؟ شما چی فکر می کنين؟
    چرا اگه پسر به دختر رک خواستشو بگه رد می شه ولی اگه بازی کنه به هدفش می رسه و دختر هم راضی و خوشحال می شه. منظورم در مورد سکس نيست. اين بازی رو برای سکس نوشتم که اتفاق افتاده. ولی در هر موردی بايد بازی کنی. حتی اگه منظور کاملاً ساده ای داشته باشی، اگه صادق حرف بزنی به هدفت نمی رسی. دختر ها خودشون بازی می کنن و می خوان که پسرها براشون بازی کنن بعد می گن پسرها خیلی دروغگو و بدند.
   
    من هدفم دفاع از پسرها نبود. فقط خواستم آنچه رو که در جامعه وجود داره بيان کنم.
   
    امروز بعضی از سؤالها رو نوشتم شايد وقتی ديگر جواب ها رو هم نوشتم.
   
    زيبا يارتان.
   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            چهار شنبه  29  بهمن ماه  1382  ساعت 01:52  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : من رأی می دهم!؟

         درود بر زيبا
   
    من رأی می دهم، تو رأی می دهی، ما رأی می دهيم.
   
    من هر وقت می خوام بگم من می روم، ياد اين جمله می افتم.
   
    من می روم، تو می روی، ما می رويم.
   
    من سردم است، تو سردت است، ما سردمان است.
    .
    .
    .
   
    ديدگاه های مختلف در مورد انتخابات:
   
    - من رأی می دهم تا راستی ها به قدرت نرسند.
    - من رأی می دهم تا چپی ها به قدرت نرسند.
    - من رأی نمی دهم چون شناخت کافی نسبت به نامزدها ندارم.
    - من رأی نمی دهم تا نظام آسيب ببيند.
    - من رأی نمی دهم چون قانون اساسی رعايت نمی شود و انتخابات را تحريم می کنم.
    - من رأی می دهم تا نظام پايدار بماند.
    - من رأی می دهم چون آيات عظام رأی دادن را واجب شرعی اعلام کرده اند.
    - من رأی نمی دهم چون نامزدهای بسياری رد صلاحيت شدند.
    - من رأی نمی دهم چون حقوق بشر رعايت نشده است.
    - من رأی می دهم تا شناسنامه ام مهر بخورد.
    - من به خانم زيبايی که نامزد نمايندگی مجلس شده رأی خواهم داد.
    - من رأی می دهم...
    - من رأی نمی دهم....
   
    آيا من رأی خواهم داد؟!؟!
   
    آيا من بايد رأی بدهم؟
   
    آيا سرنوشت مملکت را رأی دادن يا رأی ندادن من و شما تعيين خواهد کرد يا رأی دادن به اشخاص مشخص، اين سرنوشت را رقم می زند يا اصلاً رأی دادن و ندادن فرقی ندارد چون همه چيز قبلاً تعيين شده است؟
   
    در همه مراحل زيبا يارتان.
   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            دوشنبه  27  بهمن ماه  1382  ساعت 00:11  قبل از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : ماه و زمين يا زمين و ماهش

         درود بر زيبا
   
   


   
   

    از عکس های webshots.com screensaver
   


   
    سينا
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 



            شنبه  18  بهمن ماه  1382  ساعت 02:38  بعد از ظهر     به وقت تهران

         موضوع : تجربه

         درود بر زيبا
   
    درود بر شما زيبايان
   
    اگر ديگران اشتباه نکنند ما اشتباه خواهيم کرد پس به اشتباه ديگران خورده نگيريم که آنان پيش قراولانند.
   
    زيبا يارتان
   
    سينا
   
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


تماس با من



صفحه فعلی



مطالب قبلی

از 6 بهمن 87 تا 26 مهر 88
از 1 تير 86 تا 30 دی 87
از 10 مرداد تا 15 آذر 85
از 11 آبان تا 20 اسفند84
از 3 تير تا 14 شهريور 84
از 5 اسفند 83 تا 20 خرداد 84
از 14 آبان تا 27 بهمن 83
از 22 فروردين تا 22 مهر 83
از 18 بهمن82 تا 15 فروردین83
از 12 آبان تا 26 دی 82
از 16 شهريور تا 6 آبان 82
از 18 تير تا 14 شهريور 82
از 7 اسفند 81 تا 10 تير 82
از 30 آذر تا 24 بهمن 81
از 27 آبان تا 13 آذر 81
از 27 مهر تا 24 آبان 81
از 8 مهر تا 21 مهر 81
از 5 شهريور تا 8 مهر 81
از 22 مرداد تا 4 شهريور 81



اين هم لوگوی من :

برای معرفی وبلاگ من کافيست متن زير را انتخاب (ctrl + A) ، کپی (ctrl + C) و در صفحه خود اضافه (ctrl + V) نماييد.


معرفي اين وبلاگ به دوستان !
اسم شما :

آدرس پستي شما :

آدرس پستي دوستتان :

پيغام شما :

ارسال کپي برای خود  


معرفی چند وبلاگ

نيک انديشان
سرزمين رؤيايی
نکته ها!
زنده ها
يک فنجان چای
جان شيفته (آزی)
نی و نای
همه ما آدما يه نفريم
هستی يار
Ilsuan
نيک منش
مسافر سرزمین هيچ کس
صعود برهنه
بارانی83
شيران خندان
حرف های تنهايی
tounge of soul
زوربا
ماه نقره ای
مسافر آنسو
بی نام بی پايان
زن ، مرد
خاتون
آبی آسمانی
جدال با خاموشی
باد صبا
يه مريم دست و پا چلفتی
انگوری
گاه نامه آبی
خوشحالترين خوشحال ها
حرف های دوستانه
جا يی همين نزديکی
خط خطی های دفترم
نی نی جون
سلام هموطن
پدرخوانده
منم آن پرنده که تنها گناهش پرواز است
ترنم
در مه
مدد يا علی
هميشه بهار
رهايی را
گلابتون خانمی

دندانپزشکی به زبان ساده

 
 
 
استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذکر مأخذ بلامانع است. سرصفحه