چهار شنبه  17  شهريور ماه  1389




            چهارشنبه 13 آذر ماه 1381 ساعت 4:53 عصر

         موضوع : تلاش

         درود بر زيبا
   
    سلام
    به دو دلیل اصلی در ايران يک شخص از طريق تلاش به خواسته هاش نمی رسه. اول اينه که درست و کامل تلاش نمی کنه ولی دليل مهمترش اينه که طرفداران اون به خوبی ازش حمايت نمی کنند.
    استاد شجريان در مصاحبه ای می گفت: " يه بار خيابون يکی منو ديد و با هيجان گفت استاد! من 300 نوار از شما دارم. من هم تشکر کردم ولی حالا از شما می پرسم که چند نوار از اين 300 نوار، اصلی هست و کپی نشده و نفعی از اون به من رسيده."
    آيا ما از اون هايی که طرفداری می کنيم ، حمايتشان هم می کنيم يا فقط حرف می زنيم. همين رضازاده که برای ما افتحار جهانی هست چقدر ازش حمايت می کنيم ولی اگه بذاره بره اونوقت می گيم که به کشورش خيانت کرد. اون حق داره که حمايت بخواد و هر جا بيشتر حمايتش کنند بره اونجا.
    مايکل جکسون در سايهء تلاش خودش و همين حمايت ها الان يک غول ثروت شده که برای کشورش هم مفيده.
    ما فقط بلدیم کنار گود بشينيم و بگيم "لنگش کن!"*
    همين وبلاگ من، روزی حداقل 20 نفر بازديد کننده داره، چند نفر نظرشون رو می نويسند!؟ چند نفر که کلی از اين وبلاگ تعريف کردند اون رو در مسابقه برترين وبلاگ ثبت کردند!؟ چند نفر به اون لينک دادند!؟
    مهم نيست، همين که اين وبلاگ براتون مفيد باشه برام کافيه. ولی اگه مفيده به ديگران هم معرفيش کنين.
   
    زيبا يارتان!
   
    *(يه اصطلاح در کُشتی)
   
   
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


            شنبه 9 آذر ماه 1381 ساعت 9:35 شب

         موضوع : علی(ع) {برگرفته از "آری اينچنين بود برادر" از استاد بزرگ دکتر علی شريعتی}

         درود بر زيبا
   
    درست يک کارگر، اما نه در خدمت اين و آن، و نه در خدمت خويش. در دل قنات ناگهان فرياد می زند بالايم بکشيد! و چون به بالای قناتش می آورند سر و رويش را گل پوشانده است، آب فواره می کشد و در آن بيابان سوزان پيرامون مدينه نهر جاری می شود، بنی هاشم خوشحال می شوند، اما او در همان حال نفس نگردانده می گويد:"مژده بر وارثان من که از اين آب يک قطره نصيب ندارند". که بر من و تو وقف کرده است برادر!
    و اکنون نيازمند اوييم و محتاج پيشوايی چون او که همه تمدن ها و فرهنگ ها و مذهب ها ، يا انسان ها را حيوانات اقتصادی ساخته اند و يا حيوان نيايشگر درونگرای فردی در دخمه های عبادت و روحانيت، يا مردان انديشه و تفکر و عقل ولی بی احساس ،بی دل،بی عمق و بی عشق، يا مرد احساس و عشق و الهام اما بی عقل، بی تفکر، بی علم، بی منطق. و او مرد همه اين ابعاد است. رب النوع زحمت کشيدن و کار، رب النوع وفادار ماندن، رب النوع رنج، رب النوع سکوت، رب النوع فرياد، رب النوع عدالت و اکنون برادر! من در جامعه ای هستم که ...
    ...همه هستی خود و خاندانش را فدای اين سه کرد ؛
    ..............مکتب، وحدت، عدالت.
   
    {توصيه می کنم متن کامل اين سخنرانی را مطالعه کنيد، من سعی می کنم آن را در اينجا برايتان آماده کنم.}
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


            شنبه 9 آذر ماه 1381 ساعت 8:05 شب

         موضوع : می انديشم چون هستم

         درود بر زيبا
   
    سلام
    در ادامه سخن روشنفکران که می گويند "می انديشم پس هستم" وقت آن رسيده که بگويم؛ "می انديشم چون هستم". كسي نمي تواند از انديشيدن من جلوگيري كند. اگر نيانديشم نخواهم بود. همه هستی من به انديشهء من است. پس هرکس نمی انديشد در واقع وجود ندارد. پس جامعه من وجود ندارد چون 80 درصد آن نمی انديشد.!!!!
   
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


            دوشنبه 4 آذر ماه 1381 ساعت 2:35 نيمه شب

         موضوع : دختر برگزيده

         درود بر زيبا
   
    سلام
   
    روزنامه همشهری هفته پيش دوشنبه خوندم که؛ " ثبت نام برای شرکت در نخستين جشنواره انتخاب دختر برگزيدهء دانشگاه علم و صنعت آغاز شد. قرار است روز پنجم اسفند ماه امسال برای اولين بار پس از انقلاب دختر برگزيده .... امسال ظاهراً معيارهای اصلی اين انتخاب به وضعيت حجاب دختران مربوط می شود.....بسيج دانشجويی دانشگاه علم و صنعت در بيانيه ای خطاب به وزير علوم، جشنواره دختر برگزيده را وقيحانه قلمداد کرد....در جلسه ديگری شهرتاش، رئيس دانشگاه گفته است که من تکليف دارم اين برنامه را به هر قيمتی که شده برگزار کنم."
    از نظر من بسيج معمولاً بی منطق عمل کرده ولی در اين مورد به آنها حق می دم که اين برنامه را وقيحانه قلمداد کنند. ولی با اين حال به نظر می رسه که کاری نمی تونن بکنند.
    از همون موقع که بحث خانهء عفاف داغ بود می خواستم در موردش بنويسم که فرصت دست نمی داد. حالا سعی می کنم نظرم رو در هر دو مورد بنويسم؛
    از نظر من وجود خانهء عفاف به دلايل ذيل برای هر جامعه ای ضروری است حالا هر اسمی که می خواد داشته باشه البته همين اسم هم واقعاً خوبه، توضيح می دم.
    - من به شما اطمينان می دم که من و طبقه من از اين محيط استفاده نخواهد کرد. و اون هايی هم که پول دارند سه نفر رو باهم در ويلاشون در اختيار دارند و نيازی به اين مکان ندارند. و اون هايی هم که خانوادشون اجازه گزينش دوست دختر يا دوست پسر رو بهشون میدند هم کمتر به اين مکان نياز دارند. می مونه بقيه که در اثر محدوديت از نظر جسمی و روحی در فشار هستند که گروهی همچون کرکس های سياه زاييدهء فشار بيش از حد بود.
    - از نظر بهداشتی و آمار، افراد تحت کنترل خواهند بود.
    - نيروی انتظامی مدرک قانونی برای جلب افراد خيابانی خواهد داشت و مکانی برای تحويل اون ها برای انجام آزمايشات و ثبت و آمار گيری وجود خواهد داشت.( البته اين برای زندانی کردن نيست فقط برای آمار گيری و صدور مدرک برای اينگونه افراد است)
    چرا گفتم اين اسم به نظر من خوبه به اين دليل که اين خانه باعث حفظ عفاف در محيط جامعه خواهد بود و در خيابان برخی برای برخی ديگر ايجاد مزاحمت نخواهند کرد. من اين نظر رو داشتم که در تأييد حرف من راننده ای بدون اينکه من صحبتی در اين زمينه بکنم گفت که قبل از انقلاب محيطی بود که پسر ها برای تخليه جسمی و روحی خود به اونجا مراجعه می کردند و در محله خودشون همه دختر ها رو همچون خواهران خودشون پاک و عفيف می ديدند ولی حالا ....
    شايد بعداً مطالب ديگه ای که يادم رفته يادم بياد.
    اما چرا با موضوع دختر برگزيده ياد موضوع خانه عفاف افتادم.اون موقع حرکت خانه عفاف رو بدون مطالعه بنيادی متوقف کردند ولی حالا اين موضوع که از نظر من توهين به دختر هست رو فکر نمی کنم متوقف کنند. چون همون کوتاهی فکر که اون رو نفی کرد اين رو تأييد می کنه.
    اين برنامه، يعنی وسيله کردن دختر، همون که امام در رهنمودهاش همواره تذکر می داد.
    در کشورهای ديگه با یه معيار اين جشنواره رو برگزار می کنند و اينها می خوان با معيار حجاب اين کار رو بکنند. چه فرقی در اصل مطلب می کنه. اصل مطلب مقايسهء دخترهاست، که با اين کار باز جنس دوم قلمداد ميشن، مثل برده هايی برای فروش. در مورد مقايسه زنان در ايران و سياهان در آمريکا نيز مطلبی دارم که اگه فرصت باشه خيلی وقته که می خوام بنويسمش.
    به عنوان ختم کلام شنيدم که در نيجريه در مراسم انتخاب دختر برگزيده شخصی گفته که اگه حضرت محمد بود کدومشون رو انتخاب می کرد که باعث جنگ مسلحانه گروه ها شده. واقعاً متأسفم که ما هم ...
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


            جمعه 1 آذر ماه 1381 ساعت 2:35 بعد از ظهر

         موضوع : احترام (مهمترين مطلب زندگی)

         درود بر زيبا
   
    سلام
   
    در ايران توی خيابون حق تقدم با ماشين هست ولی در اروپا که سازنده اين ماشين هست حق تقدم همه جا با عابر پياده هست.(طرف صحبت من قانون نيست ،طرف صحبت من ذهنيت مردم جامعه هست.)
    انسان مهم تر از همه چيز هست و بايد در حفظ آن کوشا بود. رانندهء يک ماشين هم يک انسان است پس گاهی اوقات اين راننده خود پياده است پس احترام به پياده احترام به خود است.
    در جامعه هر کسی کافيه به خودش احترام بزاره ، کل جامعه اصلاح خواهد شد. همه ما در يک جامعه زندگی می کنيم و هر لحظه نقش های متغاوتی رو ايفا می کنيم ، جايی فروشنده ايم و جای ديگر خريدار. پس همه با هم نقش های برابری رو قبول می کنيم.
    يک مثال به روز می زنم ؛ اون احمقی که گوشت های آلوده رو وارد کشور کرده خودش در اين کشور زندگی می کنه ، خانوادش در اين کشور زندگی می کنند ، اين احمق فکر نکرده که پسر خودش یا خواهرزاده اش( آخه دايی خواهرزاده اش رو خيلی دوست داره) ممکنه هوس کنه سر کوچه همبرگر بخوره!
    هممون داريم از يک منبع استفاده می کنيم.
    احترام به همسايه، احترام به خودمون هست. احترام به همسر، احترام به خودمون هست. و همينطور بايد اين رو بفهميم که خيانت به ديگران همون خيانت به خود هست.
   
    زيبا يارتان باد!
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


            دوشنبه 27 آبان ماه 1381 ساعت 11:58 شب

         موضوع : ذهن کودک

         درود بر زيبا
   
    سلام
    يادم می ياد يک بار که داشتم می رفتم خونه، سه تا پسر بچه رو ديدم که با هم بحث می کردند. يکيشون می گفت من 7 سالمه و تو 6 سالته پس من بزرگترم ، دومی که 6 سالش بود قدش بلند تر بود بغل اون يکی وا ميستاد و می گفت نخير ببين من بزرگترم، و سومی رو به عنوان قاضی شاهد می گرفت. من اون موقع 12 سالم بود ، منو که ديدند منو قاضی کردند ، منم براشون توضيح دادم که بزرگی به قد و هيکل نيست و.... ولی اون ها باز حرف خودشون رو می زدند و من به راه خودم رفتم.
    ما هنوز هم همان بچه های قديمی هستيم که قد و قوارمون بزرگتر شده ولی باز همون طور منتظريم که يکی هم نظر ما باشه و مارو تأييد کنه تا قبولش کنيم در غير اين صورت اشتباه می کنه و ما درست می گيم. ما همه افکار و نظرها رو در ذهن خودمون با افکار و نظرات قبلی خودمون می سنجيم و مورد ارزيابی قرار می ديم که در واقع با اين کار پيشرفتی حاصل نخواهد شد.
    ملاصدرا می گه هر کسی اين کتاب ها رو می خونه ولی چرا همه مثل هم نميشن؛ چون پيشرفت فقط به دانستن نيست به تفکری هست که بعد از دانستن بايد داشت.{ بايد نشست و فکر کرد تا ملاصدرا شد.}
   
    موفق و پيروز باشيد!
   
 

حتمن مطالب آرشيو را مطالعه فرماييد 

نظرات شما ...

لينک به اين مطلب  

 

 


تماس با من

صفحه فعلی

آرشيو

از 6 بهمن 87 تا 26 مهر 88
از 1 تير 86 تا 30 دی 87
از 10 مرداد تا 15 آذر 85
از 11 آبان تا 20 اسفند84
از 3 تير تا 14 شهريور 84
از 5 اسفند 83 تا 20 خرداد 84
از 14 آبان تا 27 بهمن 83
از 22 فروردين تا 22 مهر 83
از 18 بهمن82 تا 15 فروردین83
از 12 آبان تا 26 دی 82
از 16 شهريور تا 6 آبان 82
از 18 تير تا 14 شهريور 82
از 7 اسفند 81 تا 10 تير 82
از 30 آذر تا 24 بهمن 81
از 27 آبان تا 13 آذر 81
از 27 مهر تا 24 آبان 81
از 8 مهر تا 21 مهر 81
از 5 شهريور تا 8 مهر 81
از 22 مرداد تا 4 شهريور 81


عنوان مطالب

هر چه که مرا نابود نکند قوی ترم می کند...
قوانين چند همسری
زن سالاری
از قهوه خانه تا باشگاه
از خودم
ساختار کيهان
من فرق دارم
انتقاد و تحسين
يک نظريه شخصيت
کل نگری
ظرفيت ذهنی و عمل
آداب معاشرت و گروه نيک انديشان
رشد
نسل جديد دختر ايرانی
ارتقا خود و تقليد
ارتباط جنسی در ايران
مذهب
قصاص
حفظ تن و روان
ديکتاتوری، جمهوری، دموکراسی
هميشه ما می ديديم ، يه دفعه هم تو ببين!
مسئله اصلی
لياقت و يک طنز
آموزش و پرورش
بار لغات
ناسيوناليسم
دسته بندی زبان ها
ايرانی
نگاه جنس مخالف
شتاب عمر بين
آيا باز می خواهيم همه چيز را به جسم ربط دهيم؟
روياهای صادقه
غريزه اصلي (LIBIDO)
تفاوت sex و gender
تاريکی
آزادی
و اما
حزب يا نهضت
درود بر شما
فرهنگ
نقدی بر يک کتاب
انسان
كوزه ذهن
تأهل ( تعهد با سند)
بيا متفاوت باشيم!
غيبت كردن
دعای ملت ها
يك تعريف از دختر
دوستی دختر و پسر در ايران (بخش سوم)
دوستی دختر و پسر در ايران (بخش دوم)
مرد و زن در مقابل هم
می آييد خدا شويم؟
دوستی دختر و پسر در ايران (بخش اول)
من رأی می دهم!؟
از خودم
هدف از تشکيل گروه نيک انديشان
معنای عشق
مراسم ازدواج
گزارش ميتينگ
حفظ دوست
اعلان میتینگ
آسيب ذهنی افراد
جهش
انتظار
قداست عدد هفت
سه اصل من
ارزش زندگی
دوستی دختر و پسر(3)
دوستی دختر و پسر(2)
دوستی دختر و پسر(1)
امام زمان
غر زدن
درک مطلب
مبارزه / نهضت خوبان
حقوق زن
از خودم
از خودم
از خودم
باز زن
بارون
نامه ای به طبيعت
از خودم
از خودم
احترام به جنس مخالف
آری اين چنين بود برادر!(دکتر شريعتی)
عمل (تربيت و هوشياری)
از خودم
بلوغ ذهنی
آزادی عقيده
تلاش
علی(ع)
می انديشم چون هستم
دختر برگزيده
احترام (مهمترين مطلب زندگی)
ذهن کودک
يک جوک
نام من
سخنرانى دكتر هاشم آغاجرى
جامعه سکسی
اين بار شما پليس ما باشيد
جايگاه! ( خطاب به دختر خانوم ها)
تجربه از گذشتگان
برخورد دختران و پسران
دوست داشتن و عشق
چشم و گوش باز
حجاب
فيلم زندان زنان
اطرافيان ما
فلک را جور بي اندازه گشتست
کرکس های سياه
مهريه
مسئوليت نوشتن
فکر کردن در مورد خدا
دوستی دختر و پسر خالص
فيروزه
غيرت و غرور
بزرگترين مشکل جامعه بشري (SEX)
پذيرايی درازکش
آيا مي توان هم خوب بود هم پولدار؟
آيا رنگِ عشق مي تواند سبز باشد؟
يک نامه و جواب آن
من کی هستم؟


اين هم لوگوی من :

برای معرفی وبلاگ من کافيست متن زير را انتخاب (ctrl + A) ، کپی (ctrl + C) و در صفحه خود اضافه (ctrl + V) نماييد.


معرفي اين وبلاگ به دوستان !
اسم شما :

آدرس پستي شما :

آدرس پستي دوستتان :

پيغام شما :

ارسال کپي برای خود  


معرفی چند وبلاگ

نيک انديشان
سرزمين رؤيايی
نکته ها!
زنده ها
يک فنجان چای
جان شيفته (آزی)
نی و نای
همه ما آدما يه نفريم
هستی يار
Ilsuan
نيک منش
مسافر سرزمین هيچ کس
صعود برهنه
بارانی83
شيران خندان
حرف های تنهايی
tounge of soul
زوربا
ماه نقره ای
مسافر آنسو
بی نام بی پايان
زن ، مرد
خاتون
آبی آسمانی
جدال با خاموشی
باد صبا
يه مريم دست و پا چلفتی
انگوری
گاه نامه آبی
خوشحالترين خوشحال ها
حرف های دوستانه
جا يی همين نزديکی
خط خطی های دفترم
نی نی جون
سلام هموطن
پدرخوانده
منم آن پرنده که تنها گناهش پرواز است
ترنم
در مه
مدد يا علی
هميشه بهار
رهايی را
گلابتون خانمی

دندانپزشکی به زبان ساده

 
 
 
استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذکر مأخذ بلامانع است. سرصفحه